در روزهایی که بازار نقلوانتقالات فوتبال داغ است، شاید مهمترین خبر برای فوتبال ایران نه انتقال یک ستاره به یکی از لیگهای معتبر اروپا، بلکه احتمال بازگشت آخرین لژیونر مطرح فوتبال ایران به لیگ داخلی باشد.
گزارشها از یونان حاکی از آن است که مهدی طارمی، مهاجمی که در سالهای اخیر تنها نماینده فوتبال ایران در لیگ قهرمانان اروپا بود، در فهرست فروش المپیاکوس قرار گرفته است و همزمان درباره احتمال پیوستن او به پرسپولیس هم گمانهزنیهایی وجود دارد.
این اتفاق بیش از هر چیز، نمادی از وضعیتی است که فوتبال ایران پس از جام جهانی ۲۰۲۶ در آن قرار گرفته است؛ تیمی که تا چند سال پیش چندین بازیکن در لیگهای معتبر اروپا داشت، اکنون نه در پنج لیگ بزرگ اروپا و نه حتی در لیگهای درجه دوم این قاره یک بازیکن ثابت ندارد؛ وضعیتی که ناخودآگاه ذهن را به سوی مقایسه نسل کنونی فوتبال ایران و نسل حاضر در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه سوق میدهد؛ نسلی جوان که برخلاف تیم سالخورده فعلی، جام جهانی برایش نه پایان مسیر، بلکه سکوی پرتاب بود.
تیم ملی ایران در فرانسه، با کسب نخستین پیروزی تاریخ خود در جام جهانی، نگاه باشگاههای اروپایی را به فوتبال ایران جلب کرد. تنها چند ماه پس از آن مسابقات، علی دایی و کریم باقری راهی آرمینیا بیلهفلد و سپس بایرنمونیخ و چارلتون شدند، مهدی مهدویکیا پیراهن هامبورگ را به تن کرد، خداداد عزیزی به کلن پیوست، مهرداد میناوند به اشتورم گراتس رفت و مهدی پاشازاده با بایرلورکوزن قرارداد امضا کرد. کمی بعد نیز سیروس دینمحمدی، داریوش یزدانی و علی موسوی راهی فوتبال آلمان شدند و در دوره بعد، علی کریمی و وحید هاشمیان هم به بایرنمونیخ و شالکه پیوستند.
موج لژیونر شدن بازیکنان ایرانی به همان چند نفر محدود نماند. در سالهای بعد جواد نکونام، مسعود شجاعی، رحمان رضایی، علی سامره، فریدون زندی، اشکان دژاگه و دهها بازیکن دیگر در لیگهای معتبر یا نیمهمعتبر اروپا بازی کردند. در آن مقطع، حضور در لیگهایی مانند بوندسلیگا، لالیگا، سریآ، لیگ برتر انگلستان، بلژیک و اتریش برای ستارههای فوتبال ایران اتفاقی عادی بود و پیوستن به لیگ کشورهای حاشیه خلیج فارس یا ترکیه، زمانی انتخاب میشد که دوران اوج یک بازیکن ملیپوش ایرانی رو به پایان بود.
اما اکنون تصویر کاملا متفاوت است. سعید عزتاللهی، سامان قدوس، سردار آزمون، مهدی قائدی و محمد قربانی در لیگ امارات بازی میکنند، علیرضا جهانبخش همچنان بدون تیم مانده و بخش عمده بازیکنان اصلی تیم امیر قلعهنویی، از علیرضا بیرانوند و شجاع خلیلزاده گرفته تا محمدحسین کنعانیزادگان، رامین رضاییان، امیرحسین حسینزاده، مهدی ترابی، علی علیپور و شهریار مغانلو، در لیگ ایران بازی میکنند.
میلاد محمدی هم پس از قرار گرفتن در فهرست فروش پرسپولیس، به تیم ناشناخته ویتبسک در لیگ ضعیف بلاروس پیوست. حتی ملیپوشان جوانی مانند دانیال ایری و کسری طاهری، با وجود آنکه کمتر از ۲۳ سال سن دارند، پس از پایان جام جهانی ۲۰۲۶ نه راهی فوتبال اروپا، بلکه روانه نساجی مازندران، تیم تازهصعودکرده به لیگ برتر ایران، شدند.
در حالی که جام جهانی همواره فرصتی برای معرفی استعدادهای فوتبال به باشگاههای بزرگ محسوب میشوند، بیتوجهی فدراسیون فوتبال ایران به زیرساختها و تیمهای پایه، همراه با اصرار امیر قلعهنویی بر استفاده از بازیکنان مسن و عمدتا در پایان عمر مفید فوتبال، موجب شد تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ هیچ خروجی قابلتوجهی برای لیگهای معتبر اروپا نداشته باشد.
این در حالی است که در سالهای اخیر، بازیکنانی مانند علیرضا بیرانوند، سعید عزتاللهی و علیرضا جهانبخش بارها از این تیم بهعنوان بهترین نسل تاریخ فوتبال ایران یاد کردهاند؛ ادعایی که با کارنامه این نسل هیچ همخوانی ندارد و این پرسشی را مطرح میکند که معیار «بهترین نسل تاریخ فوتبال ایران» شدن دقیقا چیست؟
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
نسل پیش از انقلاب سه دوره پیاپی قهرمان جام ملتهای آسیا شد و رکوردی به جا گذاشت که هنوز هیچ تیم دیگری در قاره کهن نتوانسته است آن را تکرار کند. همان نسل برای نخستین و تنها بار در تاریخ فوتبال ایران به جمع ۱۶ تیم برتر جام جهانی راه یافت و در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین، مقابل قدرتهای بزرگ فوتبال آن دوران نمایشی سزاوار احترام ارائه کرد.
نسل ۱۹۹۸ نیز اگرچه قهرمان آسیا نشد، نخستین پیروزی تاریخ ایران در جام جهانی را برابر آمریکا ثبت کرد و پس از آن، دروازه فوتبال اروپا را به روی بازیکنان ایرانی گشود.
در مقابل، نسل فعلی نه موفق به صعود از مرحله گروهی جام جهانی شد، نه حتی در دورهای که جام جهانی با حضور ۴۸ تیم برگزار شد، توانست به جمع ۳۲ تیم برتر راه یابد.
این تیم در جام ملتهای آسیا نیز حتی یک بار به فینال نرسید و مهمترین دستاوردش حضور در نیمهنهایی بود. با این حال، بازیکنان و کادر فنی پس از حذف از جام جهانی ۲۰۲۶، هنگام بازگشت به ایران با مراسم استقبال رسمی و حکومتی روبهرو شدند؛ اتفاقی که از نگاه بسیاری از منتقدان، بیش از آنکه بازتاب یک موفقیت ورزشی باشد، تلاشی برای نمایش رضایت از عملکرد تیمی بود که در کشتار خونین دیماه و سپس جنگ با آمریکا، از سپاه پاسداران حمایت کرد.
قطع کامل ارتباط فوتبال ایران با باشگاههای اروپایی، اختصاص بخش قابلتوجهی از منابع مالی فوتبال به دلالی و پرداخت پورسانتهای غیرشفاف، فساد مالی چشمگیر مدیران و حضور گسترده مدیران نظامی و امنیتی در ساختار فوتبال، بیتوجهی کامل به توسعه زیرساختها و ناتوانی در ساخت حتی یک ورزشگاه مدرن فوتبال طی دهههای اخیر، افزایش میانگین سنی تیم ملی و افت محسوس کیفیت لیگ داخلی، مجموعه عواملی بودند که فوتبال ایران را به وضعیت کنونی رساندند.
اگر روزگاری مقصد ستارههای فوتبال ایران باشگاههایی چون بایرن مونیخ، چارلتون، هامبورگ، هرتابرلین، اوساسونا و پروجا بود، امروز مقصد بسیاری از ملیپوشان به لیگ امارات، بلاروس یا بازگشت به لیگ برتر ایران محدود شده است. به همین دلیل است که بازار نقلوانتقالات تابستان ۲۰۲۶ بیش از هر زمان دیگری فاصله میان دو نسل را آشکار میکند؛ نسلی که جام جهانی را سکوی پرتاب به فوتبال اروپا کرد و نسلی که جام جهانی برایش نه پلی به آینده، بلکه آغاز بازگشت به خانه و بازنشستگی بود.

