محمدرضاشاه پهلوی، یک سال و شش ماه پس از خروج از ایران، پنجم مردادماه ۱۳۵۹، پس از ماهها مبارزه با بیماری، در قاهره چشم از جهان فروبست. بنا بر روایت شهبانو فرح پهلوی، شاهنشاه آریامهر در واپسین هفتههای زندگی طی «ساعتهای متناوب»، سخنانی را بیان کرد که بعدها در قالب پیامی یکپارچه با عنوان «وصیتنامه محمدرضاشاه» و با صدای شهبانو در تارنمای رسمی او منتشر شد.
محمدرضاشاه در این وصیتنامه تاکید میکند که با «تاروپود وجود»، رنج روزافزون افسران ارتش شاهنشاهی را که مقابل جوخههای اعدام «جلادان» قرار گرفتند، احساس کرد و توصیه میکند برای اینکه پیوند میان او و این ارتش جاودانه بماند، پس از نجات کشور، کالبدش در گورستان این «شهیدان جانباخته وطن» مدفون شود. از این رو، پیکر شاه فقید پس از مرگ، به امانت در مسجد رفاعی قاهره آرام گرفت تا در فردای آزادی ایران، به خاک میهن بازگردد؛ جایی که پیشتر پیکر رضاشاه نیز آنجا به امانت سپرده شد و بعدها به ایران بازگشت.
اکنون به مناسبت چهلوششمین سالروز درگذشت محمدرضاشاه پهلوی، در این گزارش نگاهی داریم به پیشینه تاریخی و جایگاه فرهنگی و اجتماعی مسجد رفاعی در قاهره.
مسجد رفاعی که در میان مردم به «مسجد سلطنتی» نیز شهرت دارد، در میدان القلعه یا میدان صلاحالدین قاهره، در مجاورت ارگ صلاحالدین (قلعه قاهره) قرار گرفته است. مسجد یا مدرسه سلطان حسن، یکی از شکوهمندترین آثار دوران مملوکی سده چهاردهم میلادی، هم در ضلع شمالشرقی آن واقع است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در همین نقطه پیشتر مسجد کوچکی از دوران فاطمی به نام مسجد الذخیره وجود داشت که بعدها با به خاک سپرده شدن علی ابوشباک رفاعی، نوه امام احمد رفاعی، در آن، به زاویهای برای طریقت صوفیانه رفاعیه تبدیل شد.
طریقت رفاعیه یکی از کهنترین و گستردهترین طریقتهای تصوف اهل سنت است که سید احمد رفاعی در سده دوازدهم میلادی در جنوب عراق بنیان گذاشت و بعدها به مصر، شام، ترکیه و بخشهای دیگر جهان اسلام گسترش یافت. این طریقت به آیینهای ویژهای همچون ذکر جمعی پرشور و در برخی شاخهها اجرای مناسکی خاص، شهرت دارد.
بنای کنونی مسجد رفاعی طی فرایندی طولانی و پرفرازونشیب، در دو مرحله و در بازهای ۴۳ ساله میان سالهای ۱۸۶۹ تا ۱۹۱۲ ساخته شد.
دستور شکلگیری مرحله نخست مسجد رفاعی فعلی را خوشیار قادین، مادر خدیو اسماعیل پاشا، فرمانروای مصر در سال ۱۸۶۹، صادر کرد. بر اساس دستور او، بنای پیشین مسجد تقریبا بهطور کامل تخریب شد و جز آرامگاههای علی ابوشباک و یحیی انصاری، از مشایخ صوفیه تقریبا چیزی از آن باقی نماند. به جای آن نیز بنایی بزرگتر ساخته شد که قرار بود هم محل عبادت و هم آرامگاه خاندان سلطنتی مصر باشد.
طراحی نخستین این بنا بر عهده حسین فهمی پاشا گذاشته شد، اما او در همان مرحله نخست درگذشت. پس از کنارهگیری خدیو اسماعیل از قدرت در سال ۱۸۸۰ نیز ادامه پروژه تقریبا متوقف شد و سه سال بعد از آن، خود خوشیار قادین، بانی اصلی پروژه، چشم از جهان فروبست و به این ترتیب ساخت این بنا بهطور کامل متوقف شد.
در سال ۱۹۰۵، پس از حدود دو دهه، خدیو عباس حلمی دوم فرمان از سرگیری کار را صادر کرد و نظارت بر تکمیل آن را به یک معمار مجارستانی به نام مکس هرتس بیک، رئیس وقت کمیته حفاظت از آثار عربی قاهره، سپرد. هرتس در این مسیر از یاری کارلو ویرجیلیو سیلوانی، معماری ایتالیایی، بهره برد و علی پاشا مبارک، وزیر امور عمومی روزگار خدیو اسماعیل، نیز بهعنوان مشاور کنار پروژه بود.
درباره انگیزه ساخت این بنا روایتهای جالبی وجود دارد. از یک سو، طراحان میخواستند اثری همسنگ مسجد سلطان حسن پدید آورند تا بدین وسیله دورههای شکوهمند تاریخ اسلامی در مصر را تداعی کنند و بر مشروعیت دودمان محمدعلی بیفزایند و از سوی دیگر قصد نوسازی چهره شهر را داشتند.
بنابراین مسجد رفاعی از همان ابتدا با کارکردی دوگانه طراحی و ساخته شد. کارکرد نخست نگهداری از فضای آرامگاهی رفاعی و یادمان طریقت صوفیانه او و کارکرد دوم ایجاد مقبرهای در شأن اعضای خاندان حاکم مصر بود.
همین کارکرد آرامگاهی بود که بعدها مسجد رفاعی را به محل دفن چهرههایی چون خود خوشیار قادین و پسرش اسماعیل پاشا، سلطان حسین کامل، ملک فواد اول و ملک فاروق، آخرین پادشاه مصر، تبدیل کرد.
معماری مسجد رفاعی
مسجد رفاعی از نظر معماری در زمره بناهای «نومملوکی» یا «معماری مملوکی احیاشده» قرار میگیرد؛ سبکی که در نیمه دوم سده نوزدهم میلادی در مصر رواج یافت و عناصر معماری دوره مملوکی را در ساختمانهای جدید بازآفرینی میکرد.
طراحان مسجد کوشیدند بنایی بسازند که از نظر ارتفاع، حجم، نمای سنگی و شکوه ظاهری با مسجد سلطان حسن، همسایه سده چهاردهمی آن، هماهنگ باشد. به همین دلیل، دو مسجد با وجود فاصله زمانی حدود پنج قرن، در منظره شهری میدان قلعه نمایی نسبتا یکپارچه پدید آوردند.
بنای مسجد رفاعی بهصورت ساختمانی مستقل طراحی شد و برخلاف بسیاری از مساجد تاریخی قاهره که تنها نمای اصلی آنها رو به گذرگاههای باریک شهر قرار داشت، چهار نمای کامل و طراحیشده داشت.
این ویژگی با دگرگونیهای شهرسازی قاهره در سده نوزدهم، از جمله ایجاد میدانهای باز و خیابانهای مستقیم، ارتباط داشت. سنگکاری گسترده، دیوارهای مرتفع، گنبدها، دو مناره بلند و ورودیهای بزرگ، به بنا ظاهری شبیه آثار مملوکی بخشیدند، اما نظم متقارن نقشه و شیوه سازماندهی فضاها از معماری اروپایی و آموزشهای مدرسه هنرهای زیبای فرانسه نیز تاثیر پذیرفت.
مساحت مسجد در مجموع حدود شش هزار و ۵۰۰ مترمربع است، اما تنها هزار و ۷۶۷ مترمربع آن به فضای برگزاری نماز اختصاص دارد و بخش عمده باقیمانده یعنی بیش از چهار هزار و ۷۰۰ مترمربع، برای آرامگاه خاندان سلطنتی محمدعلی، مقبرههای صوفیان، راهروها و دیگر فضاهای جانبی در نظر گرفته شده است. این تقسیمبندی در نظر گرفتن کارکرد دوگانه برای مسجد رفاعی از همان ابتدای ساخت را اثبات میکند.
بر اساس توصیف وبسایت وزارت گردشگری مصر، فضای داخلی بنا نقشهای تقریبا مستطیلی دارد و بخشهای عبادی، زیارتی و آرامگاهی آن از یکدیگر تفکیک شدهاند. ورودیهای مرتفع مسجد با ستونهای بزرگ سنگی و مرمری احاطه شدهاند. این ستونها دارای سرستونهایی با نقشمایههای اسلامیاند و سردرها، طاقها و پوشش ورودیها با سنگتراشی، مرمر صیقلی، مقرنس و تزیینات زراندود آراسته شدهاند.
شبستان نماز بر ستونها و جرزهای بلند استوار است و سقفهای چوبی آن با نقشها و تزیینات زراندود آراسته شدهاند. محراب در میانه دیوار شرقی و در جهت قبله قرار دارد و با قطعات مرمر رنگین پوشانده شده است؛ چهار ستون مرمری نیز آن را دربر گرفتهاند. منبر چوبی مجاور محراب با قطعات عاج، آبنوس و چوب گردو خاتمکاری شده و نقشهای هندسی و ستارهای آن از سنت تزیینی دوره مملوکی الهام گرفتهاند.
در بخش غربی بنا، ورودی آرامگاه سلطنتی قرار دارد. تالارها و اتاقهای این قسمت با سنگ و مرمر رنگین، سقفهای تزیینشده، کتیبههای قرآنی و گنبدهای جداگانه پوشانده شدهاند. آرامگاه اعضای خاندان محمدعلی در اتاقها و فضاهایی پیوسته به یکدیگر جای گرفته است و مقبره محمدرضاشاه پهلوی نیز در همین بخش آرامگاهی قرار دارد. در قسمت دیگری از مجموعه، بقعه علی ابوشباک رفاعی زیر گنبدی مستقل و در میان ضریحی چوبی قرار گرفته و مقبره یحیی انصاری نیز در یکی از اتاقهای مجاور حفظ شده است.
دو مناره مسجد بر پایههایی مدور استوار شدهاند و از نظر تناسبات، ارتفاع و تزیینات، با منارههای مسجد سلطان حسن هماهنگی دارند. نمای خارجی نیز با سنگتراشیهای ظریف، قاببندیهای هندسی، کتیبهها، ستونهای عظیم و تزیینات برگرفته از معماری مملوکی پوشیده شده است.
مقبره خاندان سلطنتی مصر
چنانچه در بخش دیگری از این گزارش آمد، قدیمیترین آرامگاههای مسجد رفاعی مربوط به دو تن از مشایخ صوفی به نامهای شیخ علی شباک رفاعی و یحیی انصاری است. هنگام تخریب بنای قدیمی و ساخت مسجد جدید، این دو آرامگاه حفظ و در بنای تازه ادغام شدند. برخلاف تصوری که نام مسجد ممکن است ایجاد کند، احمد رفاعی، بنیانگذار طریقت رفاعیه، در این مکان دفن نشده است، اما به دلیل ارتباط آرامگاه علی ابوشباک با سنت رفاعیه، مسجد به نام او شهرت یافت.
خوشیار هانم و خانواده خدیوی اسماعیل، نخستین کسانی بودند که پس از پایان مرحله نخست ساخت بنای جدید، در مسجد رفاعی به خاک سپرده شدند. کمااینکه مسجد رفاعی از آغاز قرار بود آرامگاه خانوادگی او و فرزندان و نوادگانش باشد. سلطان حسین کامل، یکی از پسران خدیوی اسماعیل، از دیگر فرمانروایان مدفون در مسجد رفاعی است.
فؤاد اول، برادر سلطان حسین کامل و نخستین پادشاه مصر، نیز پس از مرگ در سال ۱۹۳۶، در مسجد رفاعی به خاک سپرده شد. او از سال ۱۹۱۷ ابتدا با عنوان سلطان و پس از اعلام استقلال مصر در سال ۱۹۲۲ با عنوان پادشاه حکومت کرد. آرامگاه او با سنگ مرمر رنگی و کتیبههای قرآنی تزیین شده است و بعدها پیکر محمدرضاشاه پهلوی را نیز در نزدیکی همین آرامگاه به امانت سپردند.
ملک فاروق، فرزند فواد اول و آخرین پادشاهی که عملا بر مصر حکومت کرد، یکی دیگر از چهرههای برجسته مدفون در مسجد است. او در پی کودتای افسران آزاد در سال ۱۹۵۲ ناچار به کنارهگیری و ترک مصر شد و سال ۱۹۶۵ در رم درگذشت.
فاروق در وصیتنامهاش خواسته بود در کنار پدر و اعضای خاندانش در مسجد رفاعی دفن شود، اما دولت جمال عبدالناصر با اجرای این خواسته مخالفت کرد و پیکر او پس از انتقال مخفیانه به مصر، در آرامگاه «حوشالباشا»، متعلق به خاندان ابراهیم پاشا، دفن شد، اما بعدها با موافقت دولت مصر، بقایای پیکرش به مسجد رفاعی انتقال یافت و در آرامگاه سلطنتی خاندانش قرار گرفت.
آرامگاه موقت رضاشاه و محمدرضاشاه
به غیر افرادی که نام برده شد، در مسجد رفاعی دو پادشاه ایرانی نیز به امانت دفن شدند. رضاشاه پس از کنارهگیری از سلطنت، چهارم مرداد ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ و در تبعید درگذشت. به دلیل جنگ جهانی دوم و امکانناپذیر بودن انتقال فوری پیکر او به ایران، جسد مومیاییشدهاش به مصر انتقال یافت و به امانت در مسجد رفاعی قرار گرفت.
انتخاب این مسجد با روابط نزدیک خاندانهای سلطنتی ایران و مصر بیارتباط نبود. محمدرضاشاه در آن زمان همسر فوزیه، دختر فواد اول و خواهر ملک فاروق، بود و مسجد رفاعی آرامگاه خانوادگی خاندان فوزیه محسوب میشد. پیکر رضاشاه حدود شش سال در این مسجد باقی ماند و اردیبهشت ۱۳۲۹ به ایران انتقال یافت و در آرامگاه اختصاصی او در شهر ری دفن شد.
پس از آن در پنجم مرداد ۱۳۵۹، محمدرضاشاه پهلوی پس از ماهها بیماری، در بیمارستان نظامی معادی قاهره چشم از جهان فروبست. پیکر او به امانت در مسجد رفاعی آرام گرفت تا مطابق وصیتش، پس از نجات ایران، به میهن بازگردانده و کنار افسران ارتش شاهنشاهی که جمهوری اسلامی ایران آنان را اعدام کرد، به خاک سپرده شود.
انور سادات، رئیسجمهوری وقت مصر، مسئولیت برگزاری مراسم خاکسپاری را شخصا بر عهده گرفت و گفت که محمدرضاشاه به او گفته بود در صورت مرگ، مایل است در مصر دفن شود و خواسته بود مراسمی ساده برایش برگزار کنند، اما سادات تصمیم گرفت دوست و متحد پیشین خود را با تشریفات کامل یک مقام رسمی بلندپایه بدرقه کند. او در پیام رسمیاش گفت شاه در روزهای دشوار کنار مصر ایستاد و مصر وظیفه داشت در دوران محنت، کنار او بماند.
بر اساس گزارش روزنامه الاهرام در بازخوانی گزارشهای آن دوره، آمادهسازی مقبره از حدود چهار هفته پیش از مرگ شاه آغاز شد. در مراسم تشییع، تابوت پوشیده شده با پرچم ایران ابتدا در تالار اصلی کاخ عابدین قرار گرفت و افسران گارد ریاستجمهوری مصر در چهار سوی آن نگهبانی دادند.
سپس تابوت روی ارابه توپ قرار گرفت و موکب نظامی، مسیری حدود ۱.۵ کیلومتری را از کاخ عابدین، در امتداد خیابانهای حسنالاکبر و قلعه، تا مسجد رفاعی پیمود. بیش از هزار تن از افسران شاخههای مختلف ارتش و گارد ریاستجمهوری مصر، همراه با دسته موزیک نظامی و حاملان تاجگلها، پیشاپیش موکب حرکت میکردند. سه ژنرال و یک دریاسالار مصری نیز در چهار سوی ارابه، نشانها و مدالهای شاه را حمل میکردند.
انور سادات با لباس نظامی و در کنار شاهزاده رضا پهلوی، ریچارد نیکسون، رئیسجمهوری پیشین ایالات متحده، و کنستانتین دوم، پادشاه پیشین یونان، پیشاپیش مشایعتکنندگان حرکت میکرد.
شهبانو فرح پهلوی و فرزندانش، شاهدخت اشرف پهلوی، اردشیر زاهدی و دیگر اعضای خانواده و نزدیکان شاه نیز در مراسم حضور داشتند. جهان سادات، همسر رئیسجمهوری مصر، نماینده ملک حسن دوم، پادشاه مراکش و سفیران شماری از کشورهای خارجی نیز در میان شرکتکنندگان بودند.
با رسیدن موکب به مسجد رفاعی، یک روحانی شیعه نماز و آیین مذهبی را برگزار کرد. سپس شش ملوان مصری با دستکشهای سفید، پیکر شاه را به محل دفن منتقل کردند. مراسم حدود ۷۵ دقیقه به طول انجامید و سادات، با وجود گرمای شدید قاهره و روزهداری ماه رمضان، تمام مسیر را پیاده همراه موکب پیمود.
آرامگاه موقت محمدرضاشاه اکنون در اتاقی مستقل با دیوارها و کف پوشیده از مرمرهای رنگین قرار دارد. بر سنگ سبزفام آرامگاه، نشان رسمی دولت شاهنشاهی پهلوی و نام و تاریخ تولد و درگذشت شاه به زبان فارسی حک شده است.

