پرونده قلعه الموت و استحکامات وابسته پس از بیش از دو دهه پژوهش، کاوش و مرمت، در چهلوهشتمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو در بوسان کرهجنوبی به تصویب رسید و بهعنوان سیامین اثر ملموس ایران در فهرست میراث جهانی جای گرفت.
این رویداد نه تنها یکی از مهمترین دژهای تاریخی ایران، که منظومهای از معماری دفاعی، مدیریت سرزمین، دانش مهندسی و تاریخ سیاسی و فکری ایران را وارد حافظه مشترک بشریت کرد.
پرونده ثبتشده، برخلاف تصور عمومی، تنها به قلعه مشهور الموت محدود نیست، بلکه زنجیرهای از هفت دژ و استحکام تاریخی شامل قلعههای الموت، لمبسر، نویذرشاه و استحکامات شمسکلایه، قسطینلار، شیرکوه و ایلان را دربر میگیرد. این بناها در نقاط راهبردی دره الموت قرار گرفتهاند و در دوره حاکمیت نزاریان اسماعیلی، شبکهای هماهنگ برای دفاع، ارتباط، اداره قلمرو و پشتیبانی از مرکز حکومت تشکیل میدادند.
در سند رسمی کمیته میراث جهانی، قلعه الموت به عنوان مرکز این منظومه معرفی شده است؛ دژی بر فراز صخرهای صعبالعبور که از سال ۱۰۹۰ میلادی (۴۶۹ شمسی) به مرکز دولت نزاریان اسماعیلی به رهبری حسن صباح تبدیل شد. یونسکو تأکید کرده است که الموت از اواخر قرن یازدهم تا میانه قرن سیزدهم میلادی (اواخر قرن پنجم تا میانه قرن هفتم شمسی)، تنها یک پایگاه نظامی نبود، بلکه مرکز سیاسی، مذهبی، اداری و علمی جامعه نزاریان به شمار میرفت.
ایران پرونده الموت را با پیشنهاد برخورداری از چهار معیار دوم، سوم، پنجم و ششم یونسکو ارائه کرده بود. جلیل گلشن، پژوهشگر میراث فرهنگی، پیش از اجلاس گفته بود معماری کمنظیر، نظام دفاعی پیشرفته، مهندسی هوشمندانه، جایگاه تاریخی و پیوند قلعهها با محیط طبیعی، این مجموعه را واجد چهار معیار ثبت جهانی میکند. با این حال، مصوبه نهایی کمیته، ثبت اثر را براساس معیار سوم انجام داد؛ معیاری که یک اثر را گواهی بینظیر یا دستکم استثنایی بر یک سنت فرهنگی یا تمدن زنده یا ازمیانرفته به رسمیت میشناسد.
بر پایه ارزیابی یونسکو، دژهای الموت گواهی کمنظیر بر سنت فرهنگی نزاریان اسماعیلیاند؛ سنتی که در آن دفاع، مدیریت سیاسی، دانش، زندگی اجتماعی، کشاورزی، تأمین آب و همکاری جوامع محلی در قالب یک نظام منسجم با یکدیگر پیوند خورده بودند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
از یک پرونده ۲۵ ساله تا رای یونسکو
ثبت جهانی الموت نتیجه اقدامی کوتاهمدت یا صرفا اداری نیست. سابقه تلاش سازمانیافته برای مطالعه، حفاظت و آمادهسازی این مجموعه به حدود ۲۵ سال پیش بازمیگردد. حمیده چوبک، مدیر پایگاه میراث فرهنگی الموت، میگوید فعالیتهای اجرایی پایگاه از سال ۱۳۸۰ آغاز شده است؛ دورانی که نه پایگاه پژوهشی مناسبی برای استقرار گروههای علمی وجود داشت و نه مسیر استاندارد و ایمنی برای دسترسی به قلعه فراهم شده بود.
در نخستین مرحله، پایگاهی دائمی برای فعالیت پژوهشگران ایجاد و مسیرهای دسترسی، داربستها و پلههای ایمن طراحی شد. پس از آن، کاوشهای نظاممند باستانشناسی در محدوده دروازه پایین و مسیرهای ورودی آغاز شد. شناسایی پلههای سنگی دوره صفوی و سپس کشف بنایی که در منابع تاریخی از آن با عنوان «ملاسرا» یاد میشود، بخشی از نتایج ۱۶ فصل کاوش باستانشناسی در این محوطه است.
این مطالعات بهتدریج این تصور را که الموت یک قلعه صرفا نظامی است تغییر داد. یافتهها نشان داد که الموت در حقیقت نوعی «کاخدژ» بوده است؛ مجموعهای که فضاهای حکومتی، دفاعی، اقامتی و علمی را در کنار یکدیگر جای میداد. آجرکاریها، کاشیکاریها، فضاهای تراشیدهشده در صخره، مخازن آب و بقایای معماری، از وجود مرکزی پیچیده و سازمانیافته حکایت دارند.
پرونده الموت ابتدا با عنوان «منظر فرهنگی الموت» در فهرست موقت یونسکو قرار گرفت، اما در جریان مطالعات بعدی، عنوان و ساختار آن به «قلعه الموت و استحکامات وابسته» تغییر یافت. کارشناسان به این نتیجه رسیدند که ارزش جهانی الموت بدون معرفی شبکه دژهای پیرامونی آن بهدرستی درک نمیشود. به همین دلیل، پرونده به شکل زنجیرهای تنظیم شد تا گویای ارتباط میان هفت دژ، راهها، روستاها، منابع آب، زمینهای کشاورزی و چشمانداز کوهستانی باشد.
پس از انجام مطالعات تکمیلی، مستندسازی، تعیین عرصه و حریم و تدوین برنامه مدیریتی، پرونده در سال ۱۴۰۳ به یونسکو ارائه شد. ارزیابان ایکوموس، نهاد مشورتی یونسکو در حوزه میراث فرهنگی، ضمن تأیید ارزش اثر، پیشنهادهایی درباره اصلاح حریم، حفاظت از روابط بصری دژها با دامنهها و رودخانهها و مدیریت بازدیدکنندگان مطرح کردند. سرانجام این مسیر ۲۵ساله با رأی مثبت اعضای کمیته میراث جهانی به نتیجه رسید.
ثبت الموت از این جهت نیز برای میراث فرهنگی ایران اهمیت دارد که نمونهای کمتر معرفیشده از تاریخ معماری و نظام دفاعی کشور را در سطح جهانی نمایندگی میکند. بخش بزرگی از آثار جهانی ایران به تمدنهای باستانی، معماری شهری، باغهای ایرانی یا بناهای مذهبی تعلق دارند، در حالی که الموت، نمونهای متفاوت از سازماندهی سیاسی، علمی و دفاعی در دل کوهستانهای البرز را به جهان معرفی میکند.
دژی فراتر از جنگ؛ از حسن صباح تا مهندسی آب
نام الموت در تاریخ ایران با حسن صباح و دولت نزاریان اسماعیلی گره خورده است. حسن صباح در سال ۴۶۹ شمسی (۱۰۹۰ میلادی) این دژ را در اختیار گرفت و آن را به مرکز حکومتی تبدیل کرد که نزدیک به دو قرن در برابر قدرتهای بزرگ منطقه دوام آورد. انتخاب الموت تصادفی نبود؛ صخرهای بلند، درههای عمیق، مسیرهای دشوار و ناهموار و امکان اشراف بر راههای اطراف، موقعیتی ویژه برای آن فراهم میکرد.
اما قدرت الموت تنها به دیوارههای طبیعی و برجوباروهایش متکی نبود. سازندگان قلعه از ساختار صخره بهعنوان بخشی از معماری استفاده کرده بودند. بخشهایی از استحکامات و فضاهای داخلی در دل سنگ تراشیده شده و ساختمانها به شکل پلکانی و متناسب با اختلاف ارتفاع بنا شده بودند. در این معماری، مرز میان طبیعت و بنا بهآسانی قابل تشخیص نیست؛ کوه به دیوار دفاعی و صخره به پی و بدنه ساختمان تبدیل شده است.
سامانه تأمین و ذخیره آب، یکی از مهمترین شواهد نبوغ مهندسی در الموت است. انتقال آب، ساخت آبانبارها، استفاده از شیب طبیعی زمین، ایجاد کشتزارهای پلکانی و ذخیره آذوقه به ساکنان امکان میداد در محاصرههای طولانی دوام آورند. این مجموعه در واقع نمونهای از سازگاری هوشمندانه انسان با محیطی سخت است؛ جایی که ادامه زندگی بدون شناخت دقیق منابع آب، اقلیم و ظرفیت زمین ممکن نبود.
الموت در دوره خود مرکز دانش و اندیشه هم بود. اسناد و منابع تاریخی و یافتههای باستانشناسی از وجود کتابخانهای عظیم در این قلعه یاد کردهاند. در «تاریخ جهانگشای جوینی» آمده است دستکم ۴۰۰ هزار کتاب در کتابخانه الموت حاضر بوده است. حضور خواجه نصیرالدین طوسی و شواهد مرتبط با مطالعات نجومی، تصویری متفاوت از روایتهای یکبعدی و افسانهای درباره الموت ارائه میکند. این دژ نه صرفا محل نبرد و مقاومت، بلکه محل حکمرانی، نگهداری کتاب، آموزش و تبادل دانش نیز بوده است.
در سال ۶۳۵ شمسی (۱۲۵۶ میلادی) و در جریان لشکرکشی هلاکوخان مغول، قلعه الموت سقوط کرد و بخشهایی از آن ویران شد. با این حال، حیات تاریخی این محوطه پایان نیافت و در دوره صفوی نیز از آن استفاده شد. فرسایش طبیعی، زمینلرزه، حفاریهای غیرمجاز، تخریبهای دورههای بعد و برداشت مصالح ساختمانی، بخش بزرگی از کالبد قلعه را از میان برد، اما بقایای برجایمانده هنوز توان مهندسی و معماری سازندگان آن را آشکار میکند.
همین ترکیب تاریخ و طبیعت، الموت را به یکی از مستعدترین مناطق ایران برای گردشگری فرهنگی و طبیعی تبدیل کرده است. گردشگر در این منطقه فقط با دیوارهای یک قلعه روبهرو نیست؛ مسیر صعود، روستای گازرخان، درههای عمیق، رودخانهها، باغها، روستاهای پلکانی و چشمانداز البرز بخشی از تجربه بازدید را تشکیل میدهند. تبدیل الموت به قطب گردشگری میتواند اقامتگاههای بومی، راهنمایان محلی، صنایعدستی، محصولات کشاورزی و خدمات گردشگری را رونق بخشد و برای ساکنان بیش از ۲۰۰ روستای الموت شرقی و غربی فرصت اقتصادی ایجاد کند.
با این همه، افزایش گردشگر بدون تعیین ظرفیت پذیرش، میتواند به تهدیدی تازه تبدیل شود. همه بخشهای دژها تاب بازدید گسترده را ندارند و احداث بیضابطه جاده، ساختمان یا امکانات گردشگری ممکن است همان چشماندازی را مخدوش کند که در واقع بخشی از ارزش جهانی مجموعه است.
ثبت جهانی پایان راه نیست؛ آزمون دشوار حفاظت آغاز شد
قرار گرفتن نام الموت در فهرست یونسکو یک امتیاز دائمی و بیقیدوشرط نیست. سابقه شماری از بناهای ثبت ملی و حتی محوطههای شاخص تاریخی ایران نشان داده است که ثبت قانونی بهتنهایی مانع فرسودگی، تخریب، ساختوساز نامناسب، حفاری غیرمجاز یا آسیبهای ناشی از مدیریت نادرست نمیشود. اگر اعتبار کافی، نیروی متخصص و برنامه دائمی پایش وجود نداشته باشد، عنوانهای ملی و جهانی نیز نمیتوانند یک بنا را نجات دهند.
یونسکو در سند مربوط به الموت بهصراحت ادامه حفاظت پژوهشمحور، پایش پیشگیرانه، کنترل دسترسی گردشگران، تأمین نیروی انسانی و منابع مالی بلندمدت را برای حفظ ارزش جهانی اثر ضروری دانسته است. این کمیته همچنین از ایران خواسته راهبردی یکپارچه برای مقابله با فرسایش، رانش زمین، زلزله، تغییرات اقلیمی، اختلال در مدیریت آب و دیگر بلایای طبیعی تدوین کند. کنترل پوشش گیاهی، نگهداری دورهای، تثبیت نقاط آسیبپذیر، تعیین ظرفیت بازدید، تفکیک مسیرهای گردشگری و انجام ارزیابی اثرات میراثی پیش از هر پروژه عمرانی، از دیگر توصیههای رسمی است.
کارشناسان میراث فرهنگی یادآور میشوند که پرونده الموت نباید پس از ثبت جهانی بسته شود. بخشهای باقیمانده این کاخدژ همچنان شکنندهاند و سرعت فرسایش در محیط کوهستانی میتواند از روند مرمت پیشی بگیرد. ایران اکنون میتواند از ظرفیت فنی و مشورتی یونسکو، ایکوموس و دیگر نهادهای تخصصی بینالمللی برای آموزش، پایش، مستندسازی و تسریع مرمت علمی استفاده کند، همانگونه که پیشتر در برخی پروژههای حفاظت از آثار جهانی کشور از همکاریهای بینالمللی بهره گرفته شده است.
الموت پس از قرنها بار دیگر از حصار جغرافیایی خود فراتر رفته است. این بار نه بهعنوان دژی برای مقاومت نظامی، بلکه به مثابه سندی از دانش، معماری، سازمان اجتماعی و حافظه تاریخی ایران در برابر جهان ایستاده است. ماندگاری این جایگاه اما به تصمیمهایی وابسته است که پس از ثبت جهانی گرفته میشوند. اگر حفاظت علمی، مشارکت مردم محلی و گردشگری مسئولانه در اولویت قرار گیرد، آشیانه عقابها میتواند به قطب جهانی گردشگری فرهنگی و الگویی برای توسعه پایدار منطقه تبدیل شود؛ در غیر این صورت، عنوان جهانی نیز نمیتواند ویرانی خاموش دیوارهایی را متوقف کند که نزدیک به هزار سال در برابر تاریخ ایستادهاند.

